وقایع آوریل

حافظا تکیه به ایام سهو است و خطا
من چرا چشم به فردا فکنم
ویرانی اوکران به هر قیمت! شاید این تیتر مناسب تز های آوریل که در وقایع آوریل پیک نوشته می شود هشداری علیه ویرانی جنگ بی نتیجه و تجربه ای برای مهار آتش جنگ در روز های آتی باشد. اما بیداری سیاست اروپا از منازعات دیرینه تاریخی میان ملل و اقوام منشعب در اقصا نقاط دنیا که از بربریت کور و ددمنشی قبیله ای رنج می برد ضرورت مبارزه علیه سرمایه ویرانگر که در راه شعله ور ساختن نفاق و تفرقه روز های خودش را به فردا رساند، این نوشته را مناسب وضعیت ضد انسانی امروز اوکرین نخواند.
دوم ویرانی اوکراین به هر قیمت که جهان ناظر آن است و اروپا در هراس از شعله اش چاره ای جز مهار ناسیونالیسم روسی نمی بیند با گرفتاری ها بین المللی روبرو می شود. در این جنگ چیزی جز حون و پیکار برای نجات از شعله های ویران گر جنگ راهی برای مبارزان راه صلح نیست. ناتو با سپر دفاغی صلح کوی اوکرینی ها که تاریح انقلاب های روسیه برای فاصله گیری از سیاست های جنگ افروزانه ایالت متحده آمریکا باشد، ماموریتی دشوار و ناممکن، مگر آن که اتفاق پیش بینی نشده ای سیاست و باشد و در آغازدر غلیان مبارزات این ملت هویت گم شده، یا اسیر بازی های امپرتوری از صحنه هویت جغرافیایی حذف شده، مقدمه گوشزد کنم که این نوشته در فضای مه آلود و ژِو تسلیحاتی هسته ای که ایالات متحده آمریکا در اوکراین بنا به شواهد برای نابودی محیط زیست در اوکراین برنامه های تسلیحاتی هسته ای در نظر دارد و علیرغم هشدار های کم.نیست ها برای مهار تسلیحات هسته ای و کنترل بر سایت های هسته ای، نظامی
ممکن است عده ای از رفقای سوسیال دمکرات های روسیه پست شوروی که نتئواستند مبانی سانترالیسم دمکراسی حزبی را در حیات حزب کمونیست شوروی سابق بمعنای واقعی حزبی گسترش دهند و کودتای نظامیان حزب کمونیست علیه دستگاه رهبری حزب نشان از بی کفایتی بلشویک ها در راه استقرار دمکراسی کارگری به اثبات رساند. انشعاب های پی در پی در رهبری و بدنه حزب کمونیست را به جریان های وازده، قدرت پرست و تکرار تراژدی حزبی سرکوب ادامه دادند و نشان دادند که کمونیست های روسیه تا چه حد در صف طبقه کارگر بی اعتبار هستند.
شفافیت سیاسی و استفاده از ابزار های دمکراتیک برای رشد حیات اجتماعی سوسیالیستی امری نیست که رهبران حزب بتوانند از پس وظایف انقلابی پرولتاریای جهانی بر آیند و بی شک بی اعتمادی پرولتاری جروسی به دسهانی به نقش مخرب رهبران حزب کمونیست روسیه، انزاجار و دوری عهر چه بیشتر سند یکا های کارگری و متفکرین و نخبگان سیاسی که هرگز نمی خواهند با استفاده از انحراف های رهبری سابق حزب بدنه سوسیالیست ها که در انقلاب علمی و فنی حیات حزب در انتظار شکوفایی حزب و دولت شوروی بودند با وقایعی تلخ و ناگوار کودتای ناسیونالیست های

Lämna ett svar

Powered by WordPress.com.